انرژی هسته‏ای حق مسلم ماست برای اين که بقيه‏ی انرژی‏ها را هدر می‏دهيم

در ايران در روابط دوست پسر-دوست دختری‌مان، به طور عمومی انرژی بسيار زيادی را برای به دست آوردن يک سری حداقل‌ها صرف می‌کنيم و تا جايی که من می‌دانم آخر سر، عقده‌اش هم به دل‌مان می‌ماند. عده‌ای سريع ازدواج می‌کنند و رابطه‌ای که به صورت عقلانی بايد دوست پسر-دوست دختری باشد را اسم‌ش را می‌گذارند ازدواج تا راحت باشند. احتمالن يکی از دلايل طلاق‌های زود و بالا هم همين است. به جای break، طلاق می‌گيرند. عقل که نباشه، هندونه هم نمی‌تونی پرورش بدی!
ولی اگر درجه‌ی منگولی‌ات از يک حدی پايين‌تر باشد و جزو شامورتی‌سانان طبقه‌بندی نشوی يا آمپول هوا به جمجمه‌ی مبارک تزريق نکرده باشی، اين مدل‌ای ازدواج نمی‌کنی… و آن وقت دو حالت وجود دارد. يا شرايط مناسبی مثل پول و خانه‌ی مستقل داری و يا نداری. اگر داری که مبارک است. حدس من اين است که اکثر کسانی که يک مدل‌هايی دنبال درس خواندن بوده‌اند، اين شرايط را ندارند و لذا دهان‌شان آسفالت است؛ يا طی عمليات شبانه‌ی کارگران شهرداری، و يا به طرق ديگر. اين عزيزان يا بايد به حداقل‌‌های هسته‌ای-اسلامی‌ای که ميهن آريايی-هسته‌ای-اسلامی تعيين کرده، بسنده کنند و به غنی‌سازی فرهنگ کافی‌شاپ نشينی و خيابان‌ول‌گردی بپردازند و يا بپذيرند که عقده‌ی يک رابطه‌ی معمول و معقول را به دل‌شان ميخ خواهند کرد. البته بعضی‌های گزارش داده‌اند که پيچ هم شده. ولی اين که بتوانی با دوست دخترت چند تا کار مشترک انجام دهی، زهی خيال باطل. دو تايی فيلم ببينيد، برقصيد، پيانو بزنيد يا چنين چيزهايی؟ اين‌ها يک سری حداقل‌هايی است که دوست داری داشته باشی، ولی برای به دست آوردن‌شان بايد با جامعه، باورهای ته‌نشين‌شده‌ی از زمان هوخشتره، با تيرانوسوروس، با خانواده‌ات، با خانواده‌اش، با پسر عموی استاد مددی، با شبح شوم سنت‌ای که روی تپه ايستاده و به‌ات می‌خندد، و با لبوفروش‌‌ای که تابستان‌ها آب زرشک می‌فروشد و وزارت بهداشت اعلام کرده ازش چيزی نخريد، مبارزه کنی. جناب لرد اين توانايی را دارند، ولی من فقط روزبه هستم. نتيجه اين که دست‌ها را به نشانه‌ی تسليم بالا می‌بری و موسيقی گوش می‌کنی.. روووومبا.. زنده‌باد سواحل شاد دنياهای ديگر و تفو بر گرد مرگ‌ای که سرزمين‌ام را مدفون کرده. Rumba Tziganeasca

Sat June 28th, 2008 by لرد شارلون
نوشته شده زير موضوع عمومی, موسيقی, کاملاً جدی | 3 نظر | لينک نوشته

:*

اين بازی ِ برد و باخت نيست. بازی‏ای است برای نفس بازی

Tue June 17th, 2008 by لرد شارلون
نوشته شده زير موضوع عمومی | يک نظر | لينک نوشته

کشف جديد کاوشگران ايرانی به آحاد ملت شهيد پرور تهنيت باد

از برکات جمبولی اسلامی، تقويت آحاد ملت در تمامی زمينه‌ها است. درشکه‌ی چهار اسب نظام را کيک زرد به ماتحتهم ماليده‌‌اند و چهار نعل می‌تازند. کون دايره‌ی علوم بر سر اين سرزمين آريايی-هسته‌ای-اسلامی سوراخ شده، و روزی نيست که پايه‌ای از پايه‌های علم جا به جا نشود و افق‌های جديد به مرز ديد رخ ننمايند. از پيشروترين علوم در اين حکومتِ داد، علم جغرافيا می‌باشد. مرز‌های اين علم، به تازه‌گی به اندازه‌ی يک متر و سی و دو سانتی متر به جلو پرتاب شد. مجمع جزاير قمر از ناشناخته‌ترين مناطق مسکونی زمين است که با سعی و تلاش و همت جهان‌گردان ايرانی يافت شده. و چه به‌تر از اين که حکومت‌ای مردمی نيز بر آن سرزمين حاکم است و رئيس جمهورشان به تازه‌گی به ديدار مقام معظم رهبری، شرف‌ياب شده و اگر تا پيش از اين تنها خورشيد گرمازا آسمان اين جزاير را روشن می‌کرد، اکنون نور قدسی و خورشيد عالم تاب اسلام در آن جزاير نيز تابيدن خواهد گرفت و رنگ پوست ايشان، حتی از اين هم تيره‌‌تر خواهد شد، هر چند قلب‌های‌شان به سفيد شيری تغيير می‌کند. و ای هزار و صد هزار مرتبه شکر که نفت به حوالی بشکه‌ای صد و چهل دلار می‌رسد تا ما بتوانيم به مردم مهربان مجمع جزاير قمر نيز کمک کنيم. ای کاش برق مثل کل صبح دیروز نرود، تا بتوانم اين نوشته را تمام کنم. هر چند اگر بدانم پول‌های کشورمان برای کمک به مردم مجمع جزایر قمر ختم می‌شود، حاضرم حتی تمام روز برق نداشته باشیم تا برق‌مان را هم به قمر بفرستيم. نفت‌مان را هم بفرستيم. اصلن جان‌مان را هم بفرستيم. ما عاشق و سينه‌چاک يگانه دوستان‌مان هستيم. مگر آدم چند تا دوست در دنيا برای‌اش می‌ماند؟ آن سوريه که مشغول مذاکرات “سازنده” با اسرائيل است. رفيق نيمه راه بود. مجمع جزاير قمر را دريابيم که در دوستی گوهری است که در دزدی نيست!

Tue June 17th, 2008 by لرد شارلون
نوشته شده زير موضوع سياسی, کاملاً جدی | نظر شما | لينک نوشته

سومين روباه از دست چپ

Download Day
Mon June 9th, 2008 by لرد شارلون
نوشته شده زير موضوع خبر, وب‏گردی | نظر شما | لينک نوشته

روز حوله

ديروز، بيست و پنج می، روز حوله (Towel Day) بود. اين روز به ياد داگلاس آدامز، نويسنده‏ی Hitch Hikers’ Guide to Galaxy و توسط چند نفر از طرفداران‏اش، دو هفته پس از مرگ‏اش در 2001 نام‏گزاری شده. در ويکی پديا می‏توانيد در اين باره بيشتر بخوانيد. و اين هم سايت اين روز.
داگلاس آدامز. چقدر از اين جور آدم‏ها خوش‏ام می‏آيد. احساس صميميت و نزديکی با او که حتی ديگر نيست.
داگلاس آدامز کيست؟ در ويکی پديا به تفصيل و با اطلاعات جامع بخوانيد.
و يک بازی ادونچر فلش برای آن کتاب.

Sun May 25th, 2008 by لرد شارلون
نوشته شده زير موضوع عمومی, وب‏گردی | نظر شما | لينک نوشته

….

دوست دارم I-20م رو پاره کنم. با یه سری مدارک ضروری برم بيرون، شده با کارگری زنده‌گی کنم و هرگز پشت سرم رو نگاه نکنم. ولی اين کار رو انجام نمی‌دم. و از اين بدم می‌آد. بزدل.

Sat May 24th, 2008 by لرد شارلون
نوشته شده زير موضوع عمومی | يک نظر | لينک نوشته

سر فرصت جواب دوستان‏ام را در نظرات “هیچ آرام تغییری آيا؟“‌ خواهم نوشت. علی‏الحساب اين دو نوشته (كه احتمالن ادامه هم خواهند داشت)‌ از نيك آهنگ كوثر:‌اولی و دومی. و البته تاريخ خواندن خوب است… نه اين كه خودم بخوانم‏ها،‌ ولی گفتم كه شاید یكی گوش كرد. در كل دوست دارم با كسی كه حرف می‏زنم،‌ برای‏ام از منابع مختلف مثال و مرجع داشته باشد و نه اين كه بگويد من خيلی كتاب نمی‏خوانم…

Mon April 28th, 2008 by لرد شارلون
نوشته شده زير موضوع وب‏گردی | نظر شما | لينک نوشته

در بی‌صفتی خودکشی

تمام مشکلات زنده‌گی به يک بار شنيدن ژاکلين می‌ارزد. و ببينی‌اش؟ جوان خواهی شد. باری، عشق اين است… عشق اين است.

پی‏نوشت: کنسرتو برای ويولن سل در ر مينور، الگار

Thu April 24th, 2008 by لرد شارلون
نوشته شده زير موضوع عمومی | يک نظر | لينک نوشته